باران

 

هواي حوصله ابريست




تاریخ: دو شنبه 19 بهمن 1398(27بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

 

 

برهنه در بستر بي كسي مردن،

                                                         تو از يادم نميروي

خاموش به رسا ترين شيون آدمي،

                                                         تو از يادم نميروي

گريباني براي دريدن اين بغض بيقرار،

                                                         تو از يادم نميروي

سفري ساده از تمام دوستت دارم تنهائي،

                                                         تو از يادم نميروي

سوزن ريز بي امان باران بر پيچك و ارغوان،

                                                         تو از يادم نميروي

                          تو...تو با من چه كرده اي كه از يادم نميروي

 




تاریخ: 26 فروردين 1389(30بازدید ),
ارسال توسط M.F

حرفهاي ما هنوز ناتمام

تا نگاه مي کني

وقت رفتن است

بازهم همان حکايت هميشگي

پيش از آنکه با خبر شوي

لحظه ي عظيمت تو ناگزير مي شود

آي...

ناگهان

چقدر زود

دير مي شود!




تاریخ: 21 اسفند 1388(44بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

          شیشه ی پنجره را باران شست،
                                                     از دل من اما
                چه كسی نقش تو را خواهد شست.




تاریخ: 21 اسفند 1388(31بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

يک نفر آمد  قرارم  را  گرفت

برگ و بار و شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهار بود ، حيف

باد پائيزي بهارم را گرفت

اعتباري داشتم در پيش عشق

با نگاهي ، اعتبارم را گرفت

عشق يا چيزي شبيه عشق بود

آمد و دار و ندارم را گرفت .




تاریخ: 21 اسفند 1388(39بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

 

وقتي كه شانه هايم

    در زير بار حادثه ميخواست بشكند

يك لحظه

           از خيال پريشان من گذشت:

        بر شانه هاي تو مي شد اگر سري بگذارم

وين بغض درد را

از تنگناي سينه بر آرم

                   به هاي هاي

آن جان پناه مهر

                شايد كه مي توانست

                             از بار اين مصيبت سنگين

             آسوده ام كند.

 




تاریخ: 21 اسفند 1388(37بازدید ),
ارسال توسط M.F

 


 

لذت دوستي با پا برهنگان در اينست كه اطمينان داري ريگي به كفش ندارند

 




تاریخ: 19 اسفند 1388(25بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

 

ما كسائي كه به فكرمون هستن رو به گريه مي اندازيم.

ما گريه مي كنيم براي كسايي كه به فكرمون نيستن.

و ما به فكر كسايي هستيم كه هيچوقت برامون گريه نمي كنن.

اين حقيقت زندگيه، عجيبه ولي حقيقت داره، اگه اين رو بفهمي هيچوقت براي تغيير دير نيست.

 




تاریخ: 8 اسفند 1388(44بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

 

گراهام بل:

هرگز در مسير پيموده شده گام بر نداريد، زيرا اين راه به همان جائي ميرسد كه ديگران رسيده اند.

فردريك نيچه:

در عشق هميشه قطره اي جنون هست و در جنون هم هميشه قطره اي عقل.

شكسپير:

گذشت زمان بر آنها كه منتظر مي مانند بسيار كند، بر آنها كه مي هراسند بسيار تند، بر آنها كه زانوي غم در بغل مي گيرند بسيار طولاني، و بر آنها كه به سر خوشي مي گذرانند بسيار كوتاه است.اما بر آنها كه عشق مي ورزند، زمان را آغاز و پاياني نيست.

برتراند راسل:

وقتي اين همه اشتباهات جديد وجود دارد كه مي توان مرتكب شد، چرا بايد همان قديمي ها را تكرار كرد.

 




تاریخ: 7 اسفند 1388(43بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

ميرسد روزي كه بي ما، روزها را سر كني

ميرسد روزي كه مرگ عشق را باور كني

ميرسد روزي كه بي من در كنار عكس من

شعر ها و خاطرات كهنه را از بر كني

 




تاریخ: 5 اسفند 1388(35بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

آدمك آخر دنياست بخند                       

آدمك مرگ همين جاست بخند

دست خطي كه ترا عاشق كرد               

شوخي كاغذي ماست بخند

آدمك خر نشوي گريه كني

كل دنيا تماشاست بخند

آن خدائي كه بزرگش خواندي

به خدا مثل تو تنهاست بخند

____________________________________

 

 زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست

زندگي وزن نگاهيست كه در خاطره ها مي ماند

زندگي درك همين اكنون است

شوق رسيدن به همان فردائيست كه نخواهد آمد...

 

 

 

زندگي راز بزرگيست كه در ما جاريست




تاریخ: 5 اسفند 1388(29بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

خورشيدم و شهاب قبولم نمي كند

سيمرغم  و  عقاب قبولم نمي كند

عريان ترم زشيشه و مطلوب سنگسار

اين شهر  بي نقاب  قبولم  نمي كند

اي روح بيقرار  چه بر  طالعت گذشت

عكسي شدم كه قاب  قبولم نمي كند

اين چندمين شب است كه بيدار مانده ام

آنگونه ام  كه خواب  قبولم نمي كند

گفتم كه با خيال دلي خوش كنم ولي

با اين آتش  سراب  قبولم  نمي كند

بي سايه تر زخويش حضوري نديده ام

حق  دارد  آفتاب  قبولم  نمي كند

 




تاریخ: 3 اسفند 1388(40بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

بهترين چيز رسيدن به نگاهيست كه از حادثه عشق تر است




تاریخ: 3 اسفند 1388(25بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

نگو، باران  بوديم  و رفتيم

نگو نامهربان بوديم و رفتيم

آخه اينها دليل محكمي نيست

بگو با ديگران بوديم و رفتيم




تاریخ: 1 اسفند 1388(30بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

بسترم صدف خالي يك تنهائي است

و تو چون مرواريد

گردن آويز كسان ديگري

 




تاریخ: یک شنبه 1 اسفند 1388(43بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

پيكر تراش پيرم و با تيشه خيال

يك شب ترا  ز مرمرشعر آفريده ام

تا در نگين چشم تو نقش هوس نهم

ناز هزار چشم سيه را خريده ام

بر قامتت كه وسوسه شستشو در اوست

پاشيده ام شراب كف آلود ماه را

تا از گزند چشم بدت ايمني دهم

دزديده ام ز چشم حسودان،نگاه را

تا پيچ و تاب قد ترا دلنشين كنم

دست از سر نياز به هر سو گشوده ام

از هر زني، تراش تني وام كرده ام

از هر قدي، كرشمه رقصي ربوده ام

اما تو چون بتي كه به بت ساز ننگرد

در پيش پاي خويش به خاكم فكنده اي

مست از مي غروري و دور از غم مني

گوئي دل از كسي كه ترا ساخت، كنده اي

هشدار! زان كه در پس اين پرده نياز

آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام

يك شب كه خشم عشق تو ديوانه ام كند

بينند سايه ها كه ترا هم شكسته ام

 




تاریخ: یک شنبه 1 اسفند 1388(40بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

هر روز كه از مدرسه بر مي گشت آن چند نفر قلدر مدرسه، سر راهش مي ايستادند و از او پول زور مي گرفتند.اگر پول ندي كتك مي خوري. مهدي كه خيلي از كتك خوردن مي ترسيد هر شب به بهانه اي پول بيشتري از پدر مي گرفت تا قلدرها راضي شوند.يك شب كه داشت از پدر مهربانش پول مي گرفت به دستهاي كارگري پيرمرد خيره شد كه از بس كار كرده بود از پينه و زخم وبريدگي پر شده بود.مهدي آن شب از پدر پول نگرفت اما فردا صورتش شبيه دستهاي پدر شده بود.او ديگر از كتك خوردن نمي ترسيد!

 




تاریخ: پنج شنبه 29 بهمن 1388(36بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

دلگير ميشوم وقتي مي بينم دو ديوار به بند رختي تكيه داده اند.




تاریخ: جمعه 23 بهمن 1388(29بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

تو اگر در تپش ابر خدا را ديدي

          همتي كن و بگو ماهي ها

    حوضشان بي آب است.

 




تاریخ: جمعه 23 بهمن 1388(22بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

دكتر شريعتي:

عشق يعني كوچك كردن همه دنيا به اندازه يك نفر و بزرگ كردن آن يك نفر به اندازه كل دنيا

تالولا بنكهد:

اگر ميتوانستم به جواني بازگردم باز هم تمام همان اشتباهات را مي كردم،اما قدري زود تر

بي قرار:

حالا بخواب اي حضرت روياهاي من،كه آخرين همدم آدمي همين بالش خواب آلودست

باران:

چرا نقابهايمان را بر داريم؟مي خواهي براي هم غريبه شويم!

 




تاریخ: جمعه 23 بهمن 1388(33بازدید ),
ارسال توسط M.F

 


قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:
مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.
در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد قطار مي گذشت و سبك مي شد ، زيرا سبكي قانون راه خداست .
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .
مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .اما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.
آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .
و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري .

 

 




تاریخ: جمعه 23 بهمن 1388(35بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

   خاطرات خلوت يك كوچه را مي توان با بوي باران تازه كرد

وسعت لبخند هاي غنچه را مي توان با عشق بي اندازه  كرد

 




تاریخ: پنج شنبه 22 بهمن 1388(23بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

خانه به دوش فنا در شب طوفانيم

داغ كدامين خطا خورده به پيشانيم

همسفر بادها، رفته ام از يادها

فاصله اي نيست تا لحظه ويرانيم

كولي زلفت شبي خيمه به محراب زد

اه كه تعبير شد خواب پريشانيم

در شب هجران مپرس حال خراب مرا

يكسره طوفانيم،يكسره بارانيم

 




تاریخ: پنج شنبه 22 بهمن 1388(21بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

از بين كساني كه براي نماز باران به دشت ميروند ،تنها كساني به كار خودشان ايمان دارند كه با خود چتر ميبرند.




تاریخ: پنج شنبه 22 بهمن 1388(24بازدید ),
ارسال توسط M.F

 




تاریخ: دو شنبه 19 بهمن 1388(27بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

داستان درباره يك كوهنوردست كه مي خواست از بلندترين كوهها بالا برود.او پس از سالها آماده سازي،ماجراجوئي خود را آغاز كرد ولي از آنجا كه افتخار كار را فقط براي خود مي خواست، تصميم گرفت تنها از كوه بالا برود.

شب بلنديهاي كوه را تماما در بر گرفت و مرد هيچ چيز را نمي ديد.همانطور كه از كوه بالا مي رفت،چند قدم مانده به قله كوه، پايش ليز خورد و در حالي كه به سرعت سقوط مي كرد، از كوه پرت شد. ترس عظيمي وجودش را گرفته بود.مي دانست مرگ چه قدر به او نزديك است. ناگهان طناب به دور كمرش محكم شد. بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود.در اين لحظه سكون برايش چاره اي نماند جز آنكه فرياد بكشد: خدايا كمكم كن! ناگهان صداي پر طنيني كه از آسمان شنيده مي شد جواب داد: از من چه مي خواهي؟

-اي خدا نجاتم بده!

-واقعا باور داري كه من ميتوانم تو را نجات دهم؟

-البته كه باور دارم.

-اگر باور داري طنابي را كه به كمرت بسته است پاره كن...

اما مرد با تمام نيرو به طناب چسبيد. گروه نجات مي گويند كه روز بعد يك كوهنورد يخ زده را مرده پيدا كردند،بدنش از يك طناب آويزان بود و با دستهايش محكم طناب را گرفته بود در حاليكه او فقط يك متر از زمين فاصله داشت!  

 

 




تاریخ: جمعه 3 بهمن 1388(46بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

تو اوج مشكلاتم به خدا گلايه كردم كه چرا تنهام ميذاري؟  خدا گفت: با من بيا.منو برد يه ساحل     سبز و خوشگل.جاي پاي دو نفر رو بم نشون داد و گفت:اينجا غرق خوشي هات بودي، منم كنارت بودم.بعد دوباره گفت بيا.اين بار خودمو تو كوير سوزان ديدم كه فقط جاي پاي يك نفر معلوم بود.به خدا گفتم:اينجا هم حتما جاهائي كه مشكلاتم كمرمو شكست و تو هم تنهام گذاشتي؟چرا جاي پاهاي تو نيست؟چرا تنهام گذاشتي؟گفت:اشتباه نكن.اينجا تو ناتوان بودي.اين جاي پاي منه.تو توان رفتن نداشتي من تورو، رو دوشم بردم.

 




تاریخ: سه شنبه 2 بهمن 1388(39بازدید ),
ارسال توسط M.F

 

 

 

                           مرا اينگونه باور كن....

                                كمي تنها ، كمي بي كس.

                                                  كمي از يادها رفته.....

                          خدا هم ترك ما كرده ،خدا ديگر كجا رفته؟ 

                                    نمي دانم مرا ايا گناهي هست.........                            

 




تاریخ: شنبه 2 بهمن 1388(26بازدید ),
ارسال توسط M.F
آخرین مطالب

صفحه قبل 1 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

خبرنامه وبلاگ:





آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 13
بازدید ماه : 65
بازدید کل : 7988
تعداد مطالب : 28
تعداد نظرات : 36
تعداد آنلاین : 6



Alternative content